تبليغاتX
#همسفر#
چی میشدشعرسفربیت آخری نداشت/عمرکوچ منوتودم واپسین نداشت/آخرشعرسفرآخرعمرمنه/لحظهی مردن من لحظهی رسیدن
کاش وقتی به تو می اندیشیدم قطرات اشک میگذاشت تو را در خیالم خوب نظاره کنم.کاش زبان ودلم یاری ام میدادند تا با تکرار نام تو،آتش وجودم را برای لحظه ای خاموش کرده تا اگر شده برای لحظه ای به آرامش برسم
+ نوشته شده در  2007/8/8ساعت 1:4 PM  توسط گلشن | 
+ نوشته شده در  2007/7/4ساعت 10:40 AM  توسط گلشن | 
                                                      

گریه می کنم

اشکهایم روی گونه هایم می لغزد

دستانت زمانی اشک هایم را بر روی گونه هایم پاک می کرد

زمانی همیشه دستانت دور گردنم بود

با من بودی

سرت بر روی شانه هایم بود

مزمه هایت همیشه در گوشم هست

به یاد جملاتت می افتم

همیشه تو را در کنارم حس می کنم

اما دیگر

تمام شد

وقتیکه در زمین و آسمان

تو آغاز می شوی

یکی بود

یکی نبود

غیر تو این جا کسی نیست

 

گوش هایم را بریده ام

اما هنوز

در گوشم صدای توست

به گردنم دست زدم

این جا

جای دستهای توست

بر روی شانه هایم سنگینی تو را حس می کنم

دست نمی دهم به این بازی

بازی عشق هم پایانی دارد

پایان عشق

جدایی

رهایی

وقتی تو نیستی

من با خودم هم حرفی ندارم

آن جا که از دست دادن

تو را شرم نمی شود از با من بودنش

من دستم را به کسی دیگر نمی دهم

چرا که من تو را

دوست دارم

برای تو هر کاری کردم

از همه چیز و همه کس گذشتم

برای اینکه

عاشقتم

عاشقانه دوستت دارم

                                                      

+ نوشته شده در  2007/6/19ساعت 11:40 AM  توسط گلشن | 
سلام دوستای عزیز من بعد از مدتهای زیاد اومدم

یک نفر با نام zzzzzواسه من نظر گذاشته اگه می شه به این ادی پم بده می خوام بدونم کیه که من واسش مهم هستمdel_shekaste290

راستی من وب جدید ساختم اینم ادرسشهwww.love-peck1.blogfa.comخوشحال می شم بهم سر بزنید

تا بعد بای

+ نوشته شده در  2007/1/22ساعت 1:42 PM  توسط گلشن | 

 

لحظه ي به تو رسيدن يه تولد دوبارس

عكس چشماتو گرفتن يه غروب پر ستارس

اگه تو قسمت من شي مي زنيم يه رنگ تازه

اسم من كنار اسمت عطر خوشبختي مي سازه

چشات آسمونه داشتنت گرونه با هزار بهونه

نمي شه كه مال من شي تومثه شبنمي كيميايي وكمي

قد يه عالمي كاش مثه عكست مال من شي

با چشات معدني از راز راز راز

لحن عاشقت پر از ناز

تو مثه معركه ي عشق عشق عشق

پري از قصه ي پرواز

با تو همرنگي نداره نداره نداره

زندگي شهر فرنگ فرنگ فرنگ

از تو قلعه ي نگاهت نگاهت نگاهت

رنگ غصه هم قشنگه قشنگه قشنگه

شعله ي آتيش چشمات يه چراغوني زيباست

لحظه ي به تو رسيدن بهترين لحظه ي دنياست

+ نوشته شده در  2006/9/4ساعت 8:57 PM  توسط گلشن | 

بيا كه ديگه داره دير مي شه

دلم تو سينه داره پير مي شه

باز دلم غم داره باز تو رو كم داره

كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟

دل داره خون مي شي غم فراوون مي شه

كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟

بي تو دنيا ديگه واسه من سرابه

مي بينمت هر شب ولي افسوس كه تو خوابه

باز دلم غم داره باز تو رو كم داره

كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟

+ نوشته شده در  2006/9/3ساعت 2:11 AM  توسط گلشن | 

 

بمان براي من بمان دو چشمت آسمان من

ببين ترانه ي وفا نشسته بر لبان من

بيا كه با تو زنده ام اميد و آرزوي من

ببين كه بي تو خسته ام بيا بيا به سوي من

بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر

سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر

بمان براي من بمان اميد دل نواز من

بگو به من بگو به من چرا تو خسته اي ز من؟

در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام

دها مكن دل مرا بيا كه دل شكسته ام

بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر
سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر

+ نوشته شده در  2006/9/3ساعت 2:10 AM  توسط گلشن | 

((آزمایش))

در کوچه ای و من دوباره از تو خواهش می کنم
تو می روی و رد پایت را نوازش می کنم
گفتم شبی تکلیف چشمم را مشخص کن
و تو گفتی صبوری کن که دارم آزمایش می کنم

 ((سفارش))

از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم
با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم
کلی سفارش کرده بودی من نفهمم
این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم

((اگر شود))

من منتظرت شدم ولی در نزدی
بر زخم دلم گل معطر نزدی
گفتی که اگر شود می آیم اما
مرد این دل و آخرش به او سر نزدی

 ((درد می کشم))

به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم
و چشم عاشق تو را که گریه می کرد می کشم
تو رفتی و کسی نگفت با خودش
که من بدون تو چقدر درد می کشم

((یکبار فقط))

چشمان مرا به چشمهایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
او رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه ی پنجره زد

 ((هدیه))

شبی به دست من از شوق سیب دادی تو
نگو که چشم و دلم را فریب دادی تو
تو آشنای دل خسته ام نبودی حیف
و درد را به دل این غریب دادی تو

 

+ نوشته شده در  2006/8/11ساعت 7:28 PM  توسط گلشن | 

با اون همه قول و قرار و پیمون
که با من غمزده داشتی رفتی
می خواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی رفتی

پس اون همه وعده که داتدی چی شد؟
رفتی و وعدتو وفا نکردی
گفتی خدا تو رو به من رسونده
رفتی و شرمی از خدا نکردی

برو ولی هر جا باشی
هر جای این دنیا باشی
یه روزی پیدات می کنم
نگاه تو چشمات می کنم
راز تو رو پیش همه
می گم و رسوات می کنم
 

با اون همه قول و قرار و پیمون
که با من غمزده داشتی رفتی
می خواستی از تنهایی دورم کنی
اما منو تنها گذاشتی رفتی

برو ولی یادت باشه که با من
از روز اول تو وفا نداشتی
گفتی خدا گواهه دوست دارم
تو گفتی اما به خدا نداشتی

اون روزا یادت نمب یاد که گفتی
اگر بری غم واسه من می مونه
یادت بیاد گفته بودی به جز تو
راز تو رو فقط خدا می دونه

+ نوشته شده در  2006/7/27ساعت 3:55 PM  توسط گلشن | 

 غرور نذاشت بهت بگم قد خدا دوست دارم

حالا نشستم يه گوشه دارم ستاره ميشمارم

تنهايي عين يه تبر شكسته برگ و ريشمو

سوزونده افت غرور از حالا تا هميشمو

اگر بهت گفته بودم حالا تو مال من بودي

من تو خيال تو بودم تو تو خيال من بودي

كاش كه ميون من و تو تو اون روزا حصار نبود

هيچي ميونمون بجز دلاي بي قرار نبود

انگار كه تقدير نمي خواست تودر كنار من باشي

منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشي

يه خلوت ساكت و سرد انگار اسيرمون شده

نمي شه فكر ديگه كرد ما خيلي ديرمو ن شده

تو رفتي و حالا ديگه انور دنيا خونته

انگار نه انگار كه كسي اينور آب ديوونته

تقصير هر دومون بوده ما عشقو نشناخته بوديم

فقط يه قصر كاغذي تو دنيامون ساخته بوديم

بايد يكي از ما دوتا غرورو مي گذاشت زير پا

آروم به اون يكي مي گفت يه عاشق واقعي باش

جدايي دستاي ما يه اتفاق ساده نيست

سواره هرگز با خبر از غصه ي پياده نيست

توي مسير عاشقي بايد هواي دلو داشت

حرف دل و عين قسم رو طاقي چشما گذاشت

حالا كه من تنها شدم قدر چشاتو ميدونم

ولي نمي شه كاري كرد هميشه تنها مي مونم

+ نوشته شده در  2006/7/12ساعت 2:32 AM  توسط گلشن | 

به خاطر من نرو به شونه هام تكيه كن
بغضتو بشكن آروم بشين پيشم گريه كن
خسته نشو كه اينجا آدم مهربون نيست
ستاره ي بختمون تو اوج كهكشون نيست
به خاطر من بمون به خاطرت ميمونم
خودم ستاره ميشم تو ميشي آسمونم

با پر كشيدن تو. چيزي عوض نمي شه

فقط يه غم ميمونه تو قلب من هميشه

به خاطر من بخون صدات شبيه درياس

لحن طللي تو خودش برام يه دنياس

تحملت كجا رفت چارهي تو سفر نيس

تو دنيامون هيچ كسي از من ديوونه تر نيس

به خاطر من بخواب چشماتو رو هم بذار

تو گلدون سفاليت گلاي مريم بذار

بذار كه عطر اين عشق بيفته دست نسيم

بذار همه بدونن آخر به هم ميرسيم

به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه

دختر قلعه نور اسب طلا سوار شه

با رفتنت زندگي چيزي به جز قفس نيست

هواي بي تو بودن خاليه توش نفس نيست

به خاطر من بيا من كه برات ميميرم

بيا و فرياد بزن حرفمو پس ميگيرم

به خاطر من بگو بگو جايي نمي ري

بگو كه موندگاري حرفتو پس ميگيري

منم به خاطر تو خط مي كشم رو دنيا

يا تو يا هيچكس مي شه قرار آخر ما

+ نوشته شده در  2006/7/12ساعت 2:31 AM  توسط گلشن | 

من از يك شكست عاشقانه ميايم .بگذار همه براي اين اعتراف تلخ سرزنشم كنند. شكست نه


 براي  پنهات شدن است نه بهانه ي پنهان شدن.

 

مي گويند از صبح بنويس از آفتاب و من چگونه از خورشيد بنويسموقتي تمام وقت باران پنجر

ه
 ي چشمانم را شسته است. همه دلشان نقش هاي مثبت مي خواهد و آدم هاي خوشحال
, اما من


 گمان مي كنم اين خيلي خوب است كه نمي توانم اداي آدم هاي خوشبخت را در بياورم.بي ستاره

 

 ام و زرد با طعم معطر پاييز, كه حضورش تنها معجزه ي لحظه هاي تنهايي من است.

 

قيمت وفا شايد گران تر از آن بود كه بهانهي دوست داشتني زندگيم از عهده ي داشتنش بر آيد.

 

سقف اعتماد تعميريست, مدام چكه مي كند, آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او كه بايد پر

 

 باشد خاليست,نمي توانم باورش كنم نه رفتنش را نه ماندنش را.

 

مهم نيست تمام سر زنش ها را مس پذيرم به بهانه ي تولد حقايق غم انگيزي كه درد را به درد

 

 مي آورد و آتش را مي سوزاند.

 

اين دل ديووانه هميشه يك پادشاه مغرور حقيقي داشته است. اگر ترانه ها ثمره ي تخيل بود به

 

جنون نمي رسيد, اعتراضي نيست كسي كه به او نمي رسد به جنون رسيده از او راضيست

 

. خلاصه غم سنگينيست اگر سر نخواستن دلي دعوا باشد.اما هميشه حق با برنده ها نيست ,

 

مي شود در عين بازنده بودن سر بلند بود و او را از كوچه پس كوچه هاي دنيا گدايي كرد.

 

قرار است حقيقت را بگويم سخت است, بي علاج است, دانستنش كمكم آدم را مي كشد, گريه ي

 

 شبانه مي اورد, اما همين است خبر كاملا نا گوار و واقعي او يكي رو جز من داشت.

 

سكوت مي كنم تا به خاك سپردن اخرين خاكستر هاي آرزوي بر باد رفته ام آبرومندانه باشد,

 

گريا مي كنم با شكوه, مثل اقيانوس, بلند مثل اورست,و او نمي شنود و نمي داند كه ماه ,

 

خوشبختي مشترك همه ي بي ستاره هاست.

 

يك سوال كوچك مي ماند براي پرسيدن از كسيكه بي پاسخ ترين سوال فكر آشفته ي من است:

چي كار كرد اين دل سادم                           كه از چشم تو افتادم؟

+ نوشته شده در  2006/7/8ساعت 11:30 AM  توسط گلشن | 

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی
رو همچی خط بکشی حتی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد بشه

قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی
خیلی چیزارو می شکنی تا دل اونو نشکنی

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم
اما صداشو بشنوی شب از میون دوتا سیم

حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو
فقط خدا نکرده اون یه وقت بهت نگه برو

حاضری هرچی دوس نداشت بخاطرش رها کنی
حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی

حاضری حرف قانونو ساده بزاری زیر پا
به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب با وفا

وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری
تولد دوبارته اسمشو وقتی می بری

حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره
حتی یه ذره گردو خاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر
اما نبینی اون باهات کرده یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی
بگی که محتاجشی و به شونه هاش تکیه کنی

حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی
رو دست مجنون بزنی با غصه ها هم خونه شی

حاضری مردم همشون تو رو بادس نشون بدن
دیوونه های دووره گرد واسه تو  دس تکون بدن

حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنی
کارتو به کسی بدن جاش اونو انتخاب کنی

حاضری که بگذری از شهرت و اسم آبرو
مهم نباشه که کسی نخواد بشینه رو به روت

وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری
دیگه به چشمات نمی یاد اگه که ثروتی داری

حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سر زنشه
به خاطر اون کسی که خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون با ادما دعوا کنی
غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که بخاطرش پابشی بری میدون جنگ
عاشق باشی اما بازم بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری
بسوزی از تب نگاش اسمشو وقتی می یاری

حاضری هکی جز اونو ساده فراموش بکنی
پشت سرت هر چی می گن چیزی نگی گوش بکنی

حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن
پرنده های شهرتون دونه به دونه بمیرن

حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس
وقتی کسی رو دوس داری معنی نمیده دیگه ترس

وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی ثروتی
نذار که از دستت بره این گنج خیلی قیمتی

+ نوشته شده در  2006/7/4ساعت 3:36 PM  توسط گلشن | 

پریشانم پریشان نگاهت

پریشان تر ز زل سیاهت

چه زیبا بود اگر آینه بودم

که می دیدم دمادم روی ماهت


تو را شوق و مرا فریاد دادن

تو را ناز و مرا غم یاد دادند

مرا با عشق شیرین آفریدند

به دل داغ دل فرهاد دادند


دلم در نازکی پروانه وار است

چو پروانه پی باغ بهار است

به پروانه بگو تا پر نگیرد

که او آینه دار چشم یار است


تو بی من غصه ای من بی تو فریاد

تو با من خنده ای من با تو آزاد

بخوان در گوش من ای سایه ی عشق

تو بی من هیچ و من بی تو چو بادم

+ نوشته شده در  2006/6/30ساعت 0:28 AM  توسط گلشن | 
من می گم بهم نگاه کن

تو می گی که جون فدا کن

من می گم چشات قشنگه

تو می گی دنیا دو رنگه

من می گم دلم اسیره

تو می گی که خیلی دیره

من می گم چشاتو وا کن

تو می گی منو رها کن

من می گم قلبمو نشکن

تو می گی من می شکنم من؟

من می گم دلم رو بردی

تو می گی به من سپردی؟

من می گم دلم شکستس

تو می گی خوب می شه خستس

من می گم بمون همیشه

تو می گی ببین نمی شه

من می گم تنهام می ذاری

تو می گی طاقت نداری

من می گم تنهایی سخته

تو میگی این دست بخته

من میگم خدا به همرات

تو میگی چه تلخ حرفات

من میگم که تا قیامت

برو زیبا به سلامت

من میگم خدا به همرات

تو میگی چه تلخ حرفات

من میگم که تا قیامت

برو زیبا به سلامت

+ نوشته شده در  2006/6/30ساعت 0:12 AM  توسط گلشن | 

بي تو تنهام , خيلي تنها

 

هيچ كس و ندارم اين جا

 

با تواما پر اميد

 

مي رسم با تو به ابرا

 

روي ابرا خونه ساختم

 

از تو چشماي نازت

 

كه بياي به ديدن من

 

با صداي پر ز رازت

 

تو مياي ميرسي از راه

 

با يه مشت نگاه رنگي

 

تو مي گي گله نداري

 

پس چرا با من مي جنگي؟

 

آخه راه رفتن رو ابرا

 

كه ديگه غصه نداره

 

واسه چي از اون نگاهت

 

 غم تنهايي مي باره

 

مي دوني تقصير من نيست

 

تقصير اين دل ساده س

 

كه دروغ گفتن بلد نيست

+ نوشته شده در  2006/6/29ساعت 2:59 PM  توسط گلشن | 

بي تو تموم لحظه ها, چشام بهونتو دارن

 

هنوز هواي ساعتي, گريه رو شونتو دارن

 

بي تو ديگه تو سينه ام, عشق كسي پا نگرفت

 

شبهاي انتظار من, سراغ فردا نگرفت

 

بي تو ديگه تو آينه ها, زلف كسي شونه نشد

 

تو رفتي و از غم تو, خونه ديگه خونه نشد

 

بي تو ديگه دستاي من, يخ مي كنن تو بي كسي

 

صورت آينه غم ميشه,پر ميشه از دلواپسي

 

بي تو ديگه قناريا, بغض ترانه سر ميدن

 

اگه نياي به ديدنم, از مرگ من خبر ميدن

 

+ نوشته شده در  2006/6/29ساعت 2:55 PM  توسط گلشن | 
نگاهم کرد...

پنداشتم دوستم دارد

نگاهم کرد...

در نگاهش هزاران شوق عشق دیدم

نگاهم کرد...

دل به او بستم

ولی بعد ها فهمیدم

که فقط نگاهم کرد...

+ نوشته شده در  2006/6/28ساعت 4:4 PM  توسط گلشن | 
از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم

با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم

کلی سفارش کرده بودی من نفهمم

این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم

***

خیلی سخته یکی بهت بگه ستاره شو ببینمت

یکم که بگذره بگه دیگه نیا ببینمت

 

+ نوشته شده در  2006/6/28ساعت 12:51 PM  توسط گلشن | 
صدا عشق من و تو چه تلخ و گریه آوره

تو این سکوت قصه ای شاید صدای آخره

بعد از من وتو عاشقی شاید به قصه ها بره

شاید با با مرگ من و تو عاشقی از دنیا بره

آره حتمابعد از مرگ ماعشق هم از این دنیای پر از دروغ

 از بیم می رود

+ نوشته شده در  2006/6/28ساعت 12:41 PM  توسط گلشن |