![]() |
![]() |
|
| چی میشدشعرسفربیت آخری نداشت/عمرکوچ منوتودم واپسین نداشت/آخرشعرسفرآخرعمرمنه/لحظهی مردن من لحظهی رسیدن |
|
کاش وقتی به تو می اندیشیدم قطرات اشک میگذاشت تو را در خیالم خوب نظاره کنم.کاش زبان ودلم یاری ام میدادند تا با تکرار نام تو،آتش وجودم را برای لحظه ای خاموش کرده تا اگر شده برای لحظه ای به آرامش برسم
![]() |
![]() |
|
|
سلام دوستای عزیز من بعد از مدتهای زیاد اومدم
یک نفر با نام zzzzzواسه من نظر گذاشته اگه می شه به این ادی پم بده می خوام بدونم کیه که من واسش مهم هستمdel_shekaste290 راستی من وب جدید ساختم اینم ادرسشهwww.love-peck1.blogfa.comخوشحال می شم بهم سر بزنید تا بعد بای |
|
لحظه ي به تو رسيدن يه تولد دوبارس عكس چشماتو گرفتن يه غروب پر ستارس اگه تو قسمت من شي مي زنيم يه رنگ تازه اسم من كنار اسمت عطر خوشبختي مي سازه چشات آسمونه داشتنت گرونه با هزار بهونه نمي شه كه مال من شي تومثه شبنمي كيميايي وكمي قد يه عالمي كاش مثه عكست مال من شي با چشات معدني از راز راز راز لحن عاشقت پر از ناز تو مثه معركه ي عشق عشق عشق پري از قصه ي پرواز با تو همرنگي نداره نداره نداره زندگي شهر فرنگ فرنگ فرنگ از تو قلعه ي نگاهت نگاهت نگاهت رنگ غصه هم قشنگه قشنگه قشنگه شعله ي آتيش چشمات يه چراغوني زيباست لحظه ي به تو رسيدن بهترين لحظه ي دنياست |
|
بيا كه ديگه داره دير مي شه دلم تو سينه داره پير مي شه باز دلم غم داره باز تو رو كم داره كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟ دل داره خون مي شي غم فراوون مي شه كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟ بي تو دنيا ديگه واسه من سرابه مي بينمت هر شب ولي افسوس كه تو خوابه باز دلم غم داره باز تو رو كم داره كي پشيمون مي شي كي مهربون مي شي؟ |
|
بمان براي من بمان دو چشمت آسمان من ببين ترانه ي وفا نشسته بر لبان من بيا كه با تو زنده ام اميد و آرزوي من ببين كه بي تو خسته ام بيا بيا به سوي من بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر سفر مكن بيا مرا به شهر آرزو ببر بمان براي من بمان اميد دل نواز من بگو به من بگو به من چرا تو خسته اي ز من؟ در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام دها مكن دل مرا بيا كه دل شكسته ام بيا كه جز تو بي وفا ندارم آرزو به سر |
|
((آزمایش)) در کوچه ای و من دوباره از تو خواهش می کنم
|
|
با اون همه قول و قرار و پیمون پس اون همه وعده که داتدی چی شد؟ برو ولی هر جا باشی با اون همه قول و قرار و پیمون برو ولی یادت باشه که با من اون روزا یادت نمب یاد که گفتی |
|
حالا نشستم يه گوشه دارم ستاره ميشمارم تنهايي عين يه تبر شكسته برگ و ريشمو سوزونده افت غرور از حالا تا هميشمو اگر بهت گفته بودم حالا تو مال من بودي من تو خيال تو بودم تو تو خيال من بودي كاش كه ميون من و تو تو اون روزا حصار نبود هيچي ميونمون بجز دلاي بي قرار نبود انگار كه تقدير نمي خواست تودر كنار من باشي منم بهار تو باشم تو هم بهار من باشي يه خلوت ساكت و سرد انگار اسيرمون شده نمي شه فكر ديگه كرد ما خيلي ديرمو ن شده تو رفتي و حالا ديگه انور دنيا خونته انگار نه انگار كه كسي اينور آب ديوونته تقصير هر دومون بوده ما عشقو نشناخته بوديم فقط يه قصر كاغذي تو دنيامون ساخته بوديم بايد يكي از ما دوتا غرورو مي گذاشت زير پا آروم به اون يكي مي گفت يه عاشق واقعي باش جدايي دستاي ما يه اتفاق ساده نيست سواره هرگز با خبر از غصه ي پياده نيست توي مسير عاشقي بايد هواي دلو داشت حرف دل و عين قسم رو طاقي چشما گذاشت حالا كه من تنها شدم قدر چشاتو ميدونم ولي نمي شه كاري كرد هميشه تنها مي مونم |
|
به خاطر من نرو به شونه هام تكيه كن با پر كشيدن تو. چيزي عوض نمي شه فقط يه غم ميمونه تو قلب من هميشه به خاطر من بخون صدات شبيه درياس لحن طللي تو خودش برام يه دنياس تحملت كجا رفت چارهي تو سفر نيس تو دنيامون هيچ كسي از من ديوونه تر نيس به خاطر من بخواب چشماتو رو هم بذار تو گلدون سفاليت گلاي مريم بذار بذار كه عطر اين عشق بيفته دست نسيم بذار همه بدونن آخر به هم ميرسيم به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه دختر قلعه نور اسب طلا سوار شه با رفتنت زندگي چيزي به جز قفس نيست هواي بي تو بودن خاليه توش نفس نيست به خاطر من بيا من كه برات ميميرم بيا و فرياد بزن حرفمو پس ميگيرم به خاطر من بگو بگو جايي نمي ري بگو كه موندگاري حرفتو پس ميگيري منم به خاطر تو خط مي كشم رو دنيا يا تو يا هيچكس مي شه قرار آخر ما |
|
من از يك شكست عاشقانه ميايم .بگذار همه براي اين اعتراف تلخ سرزنشم كنند. شكست نه
مي گويند از صبح بنويس از آفتاب و من چگونه از خورشيد بنويسموقتي تمام وقت باران پنجر ه
ام و زرد با طعم معطر پاييز , كه حضورش تنها معجزه ي لحظه هاي تنهايي من است.قيمت وفا شايد گران تر از آن بود كه بهانهي دوست داشتني زندگيم از عهده ي داشتنش بر آيد. سقف اعتماد تعميريست, مدام چكه مي كند, آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او كه بايد پر
باشد خاليست,نمي توانم باورش كنم نه رفتنش را نه ماندنش را. مهم نيست تمام سر زنش ها را مس پذيرم به بهانه ي تولد حقايق غم انگيزي كه درد را به درد
مي آورد و آتش را مي سوزاند. اين دل ديووانه هميشه يك پادشاه مغرور حقيقي داشته است. اگر ترانه ها ثمره ي تخيل بود به
جنون نمي رسيد, اعتراضي نيست كسي كه به او نمي رسد به جنون رسيده از او راضيست
. خلاصه غم سنگينيست اگر سر نخواستن دلي دعوا باشد.اما هميشه حق با برنده ها نيست ,
مي شود در عين بازنده بودن سر بلند بود و او را از كوچه پس كوچه هاي دنيا گدايي كرد. قرار است حقيقت را بگويم سخت است, بي علاج است, دانستنش كمكم آدم را مي كشد, گريه ي
شبانه مي اورد, اما همين است خبر كاملا نا گوار و واقعي او يكي رو جز من داشت. سكوت مي كنم تا به خاك سپردن اخرين خاكستر هاي آرزوي بر باد رفته ام آبرومندانه باشد,
گريا مي كنم با شكوه, مثل اقيانوس, بلند مثل اورست,و او نمي شنود و نمي داند كه ماه ,
خوشبختي مشترك همه ي بي ستاره هاست. يك سوال كوچك مي ماند براي پرسيدن از كسيكه بي پاسخ ترين سوال فكر آشفته ي من است: چي كار كرد اين دل سادم كه از چشم تو افتادم؟ |
|
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی به خاطرش داد بزنی به خاطرش دروغ بگی وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد بشه قید تموم دنیا رو به خاطر اون می زنی حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم حاضری قلب تو باشه پیش چشای اون گرو حاضری هرچی دوس نداشت بخاطرش رها کنی حاضری حرف قانونو ساده بزاری زیر پا وقتی بشینه به دلت از همه دنیا می گذری حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره حاضری مسخرت کنن تمام آدمای شهر حاضری هر جا که بری به خاطرش گریه کنی حاضری که به خاطر خواستن اون دیوونه شی حاضری مردم همشون تو رو بادس نشون بدن حاضری اعتبارتو به خاطرش خراب کنی حاضری که بگذری از شهرت و اسم آبرو وقتی کسی تو قلبته یه چیز قیمتی داری حاضری هر چی بشنوی حتی اگه سر زنشه حاضری هر روز سر اون با ادما دعوا کنی حاضری که بخاطرش پابشی بری میدون جنگ حاضری هر چی گل داریم دونه به دونه بشمری حاضری هکی جز اونو ساده فراموش بکنی حاضری هر چی که داری بیان و از تو بگیرن حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس وقتی کسی رو دوست داری صاحب کلی ثروتی |
|
پریشانم پریشان نگاهت پریشان تر ز زل سیاهت چه زیبا بود اگر آینه بودم که می دیدم دمادم روی ماهت
تو را شوق و مرا فریاد دادن تو را ناز و مرا غم یاد دادند مرا با عشق شیرین آفریدند به دل داغ دل فرهاد دادند
دلم در نازکی پروانه وار است چو پروانه پی باغ بهار است به پروانه بگو تا پر نگیرد که او آینه دار چشم یار است
تو بی من غصه ای من بی تو فریاد تو با من خنده ای من با تو آزاد بخوان در گوش من ای سایه ی عشق تو بی من هیچ و من بی تو چو بادم
|
|
من می گم بهم نگاه کن
تو می گی که جون فدا کن
من می گم چشات قشنگه تو می گی دنیا دو رنگه
من می گم دلم اسیره تو می گی که خیلی دیره
من می گم چشاتو وا کن تو می گی منو رها کن
من می گم قلبمو نشکن تو می گی من می شکنم من؟
من می گم دلم رو بردی تو می گی به من سپردی؟
من می گم دلم شکستس تو می گی خوب می شه خستس
من می گم بمون همیشه تو می گی ببین نمی شه
من می گم تنهام می ذاری تو می گی طاقت نداری
من می گم تنهایی سخته تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات تو میگی چه تلخ حرفات
من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات تو میگی چه تلخ حرفات
من میگم که تا قیامت برو زیبا به سلامت
|
|
بي تو تنهام , خيلي تنها هيچ كس و ندارم اين جا با تواما پر اميد مي رسم با تو به ابرا روي ابرا خونه ساختم از تو چشماي نازت كه بياي به ديدن من با صداي پر ز رازت تو مياي ميرسي از راه با يه مشت نگاه رنگي تو مي گي گله نداري پس چرا با من مي جنگي؟ آخه راه رفتن رو ابرا كه ديگه غصه نداره واسه چي از اون نگاهت غم تنهايي مي باره مي دوني تقصير من نيست تقصير اين دل ساده س كه دروغ گفتن بلد نيست |
|
بي تو تموم لحظه ها, چشام بهونتو دارن هنوز هواي ساعتي, گريه رو شونتو دارن بي تو ديگه تو سينه ام, عشق كسي پا نگرفت شبهاي انتظار من, سراغ فردا نگرفت بي تو ديگه تو آينه ها, زلف كسي شونه نشد تو رفتي و از غم تو, خونه ديگه خونه نشد بي تو ديگه دستاي من, يخ مي كنن تو بي كسي صورت آينه غم ميشه,پر ميشه از دلواپسي بي تو ديگه قناريا, بغض ترانه سر ميدن اگه نياي به ديدنم, از مرگ من خبر ميدن |
|
نگاهم کرد...
پنداشتم دوستم دارد نگاهم کرد... در نگاهش هزاران شوق عشق دیدم نگاهم کرد... دل به او بستم ولی بعد ها فهمیدم که فقط نگاهم کرد... |
|
از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم
با دیگرانت دیدم و چیزی نگفتم کلی سفارش کرده بودی من نفهمم این نکته را فهمیدم و چیزی نگفتم *** خیلی سخته یکی بهت بگه ستاره شو ببینمت یکم که بگذره بگه دیگه نیا ببینمت
|
|
صدا عشق من و تو چه تلخ و گریه آوره
تو این سکوت قصه ای شاید صدای آخره بعد از من وتو عاشقی شاید به قصه ها بره شاید با با مرگ من و تو عاشقی از دنیا بره
آره حتمابعد از مرگ ماعشق هم از این دنیای پر از دروغ از بیم می رود |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من که دلم بادیدینت توآسمون پرمی کشه
اگه بذاری وبری طفلکی دیوونه می شه من که دلم بابودنت جون میگیره تازه می شه راستی نگفتی نازنین دل شمابه چی خوشه؟ |
|
RSS
|